تازه ها

1396-06-08 08:14
ایجاد ساختار قوی برای رسیدگی به امور شهر در جهت نیل به اهداف مدیریت یکپارچه محلی نیاز ضرویست و بحث آموزش و افزایش آگاهی‌های عمومی دولت می تواند درآن حوزه ها وارد شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرمشکین، ایجاد ساختار قوی برای رسیدگی به امور شهر و شهروندان مانند تشکیل یک وزراتخانه مستقل قوی، تفویض اختیار به حکومت های محلی و استفاده پتانسیل های طبیعی و سرمایه های اجتماعی محلی، بازنگری قوانین مدیریت شهری جهت نیل به اهداف مدیریت یکپارچه محلی، و بررسی راهکارهای استفاده از نیروهای تخصصی در عرصه مدیریت شهری و ارائه لوایح کارشناسی شده جهت بازنگری قانون شورا وشهرداری‌ها در راستای رسیدن به اهداف توسعه با استفاده از ظرفیت های اجرایی و تخصص محور و همچنین نگاه جامع به شهر و زندگی شهری و پرداخت به آثار جهانی شدن  و بحث آموزش و افزایش آگاهی‌های عمومی از جمله فعالیت هایی است که دولت می تواند درآن حوزه ها وارد شود.

 

شهرها به عنوان تجلی تمدن بشری از قدیم از تمام جنبه های زندگی اجتماعی مورد توجه بوده در طول دوره های مختلف ایدئولوژی، مکتب های بشری، سیاست، جعرافیا و اقلیم، جنگ و رفاه، علم و تربیت و ... در نوع ساخت شهر و موقعیت قرارگیری شهر مد نظر پادشاهان و حاکمان بوده است و همیشه فکر و ذهن و هدف انسان‌ها در ساخت شهرها نقش مستقیم داشته است با ورود اتومبیل به شهرها و صنعتی شدن و پیشرفت علوم و فنون و ارتباطات نقشه و نقش ساخت شهرها هم دچار تغییر و تحول عمده شد و روند افزایش جمعیت شهر و بروز پدیده های جدید اجتماعی مانند اعتیاد و فساد و فحشا و پدیده های زیست محیطی مانند آلودگی هوا و حاشیه نشینی و تولید انواع پسماندهای شهری در کنار سیرتحول افزایش قیمت زمین و جاذبه های کاذب شهری و گسترش افقی و عمودی شهرها مانند آپارتمان سازی و ساخت آسمان خراش ها و تغییر الگوی زندگی در جهت تامین معاش و رفاه بیشترموجب شد امروزه شهر از مفهموم سکونت گاه خارج شده و به عنوان یکی از پیچیده ترین مفاهیم امروزی زندگی انسانها مطرح گردد که رابطه مستقیمی دارد با توسعه عمومی و اقتصاد، آشفتگی های فرهنگی، مشکلات زیست محیطی، حاکمیتی و مدیریتی و سیاسی، بحرانهای احتمالی طبیعی و غیرطبیعی و از همه مهمترسلامت روح و روان شهروندان و آموزش وپرورش انسان‌ها.

 

 از طرفی بحث ساختار اجتماعی و باورهای سنتی ،تاریخی و فرهنگی در کنار اهداف تسلط فرهنگی جهت نیل به تسلط اقتصادی و اجتماعی زندگی شهری را با ابعاد دیگری از کنش ها و متغیرها و چالش ها مواجه کرده است که با نگاه سطحی به مدیریت شهری، پاسخگویی به این پدیده های مختلف و متنوع  امکان پذیر نبوده و می طلبد به شهر و بحث شهرسازی توسط دولت مردان و شهروندان با دیدگاه جامع مدیریتی نگریسته شود و ساده لوحانه فقط توسعه کالبدی و فیزیکی یک شهر به عنوان هدف و چشم انداز قلمداد نگردد.

 

در این میان نقش مدیریت شهری ونحوه اداره و توسعه شهر ها و برخورد با مشکلات و چالش ها برجسته تر می‌گردد نقشی که از یک سو بایستی در الویت های اساسی دولت ها قرارگرفته و از سوی دیگر موردتوجه جدی مردم وساکنان شهرها قرارد گیرد، ایجاد ساختار قوی برای رسیدگی به امور شهر و شهروندان مانند تشکیل یک وزراتخانه مستقل قوی، تفویض اختیار به حکومت های محلی و استفاده پتانسیل های طبیعی و سرمایه های اجتماعی محلی، بازنگری قوانین مدیریت شهری جهت نیل به اهداف مدیریت یکپارچه محلی، و بررسی راهکارهای استفاده از نیروهای تخصصی در عرصه مدیریت شهری و ارائه لوایح کارشناسی شده جهت بازنگری قانون شورا وشهرداری‌ها در راستای رسیدن به اهداف توسعه با استفاده از ظرفیت های اجرایی و تخصص محور و همچنین نگاه جامع به شهر و زندگی شهری و پرداخت به آثار جهانی شدن  و بحث آموزش و افزایش آگاهی‌های عمومی از جمله فعالیت هایی است که دولت می تواند درآن حوزه ها وارد شود.

 

ولی آیا تنها فعالیت دولت ها جهت بهبود زندگی شهری و ایجاد رفاه وآسایش کافی است؟

 

آیا دولت به تنهایی توان حل این همه مسائل و مشکلات متنوع شهری  وپدیده های حاصل از زندگی شهری را دارد؟

 

آیا دولت ها بدون همکاری ملت ها می توانند در اهداف توسعه ای خود پیروز شوند؟

 

در این جاست که نقش شهروندان بایستی بررسی گردد. نقشی که رابطه معنادار با زندگی های اجتماعی داشته و می توان به جرات گفت موفقیت چشم اندازها و برنامه های توسعه محور شهری و رفع کمبود های یک شهر به میزان زیادی به چگونگی ایفای آن نقش توسط شهروندان آن شهر بستگی دارد و عملا موفقیت طرح های توسعه فرهنگی،کالبدی ،آموزشی، اقتصادی، اجتماعی به آن وابسته بوده و در صورت ناتوانی یک چالش و مانع عمده توسعه بشمار می رود که در جوامع شهری به وضوع دیده می شود و حتی توان اجرایی و عملیاتی  و برنامه های دولت ها را متوقف و مستهلک می سازد، ورشستگی شهرداریها و ناتوانی در امور معمولی و وظایف ذاتی شهرداریها، انباشت نیروهای غیرمتخصص و ناکارآمد ، عدم موفقیت حکومت های محلی و ناهماهنگی بین آنها و انتخاب مدیران شهری ضعیف، به میزان زیادی نتیجه عدم ایفای آن نقش اساسی توسط شهروندان است بطوریکه با وجود پیشرفت علوم و فنون جهت رونق زندگی شهری و کاهش آسیب های آن در ایران بحث مدیریت شهری با وجود تشکیل چندین ده ساله شوراهای اسلامی شهرها رو به افول است.

 

حال سوالی که مطرح می شود اینست علل عدم تحقق اهداف حکومت های محلی چیست؟ درپاسخ به این سوال از منظر نقش مردم در تشکیل حکومت های و تاثیر آن نقش در موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت شهری با تحقیقات بعمل می توان گفت عدم توازن در مسئولیت پذیری  و احساس مسئولیت در انتخاب یکنواخت بوده است که منجر به تشکیل حکومت های محلی و انتخاب مدیران ضعیف در عرصه مدیریت شهری شده است.

 

انتهای پیام/

 

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.