تازه ها

1396-07-10 13:07
محصولات کشاورزان فدای نگاه تک سویه برخی مسئولین می شود و مردم برای برداشت محصول درختان خود هیچ رغبتی ندارند این در حالی است که برخی سرمایه گذاران در مجتمع‌های گردشگری خود پذیرایی‌های آنچنانی می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرمشکین، اینجا مشگین شهر است در ظاهر امر همه چیز بر محور مردم سالاری سیر می کند، تأکید می شود مردم سالاری و هیچ قید و پسوند و پیشوندی که ممیز باشد مد نظر نیست -مثل آنچه که در انواع دیگر مردم سالاری مثل مردم سالاری دینی وجود دارد-.

 

در این خطه با همین مردم سالاری، بخشی از قدرت در اختیار نماینده مجلس، قسمتی در اختیار فرماندار و سایر مدیران اجرایی است.

 

در این دیار مردم تا جایی سالارند که براساس بازی قدرت و با شیوه‌ی انتخابات، فردی را به عنوان نماینده مجلس یا افرادی را برای پارلمان محلی و یا با واسطه فردی فرماندار و یا مسئول هر دستگاه اجرایی دیگر میکنند، در واقع مردم قدرت خود را همچون گوشت قربانی تقسیم می‌کنند و در اختیار بازیگران سیاسی و قدرت طلبان قرار می دهند و چون این پروسه تمام می شود مردم دیگر سالار نیستند، مگر معدود افرادی که به نوعی در درجات و مراتب بالا و از نور چشمی های دایره قدرت محسوب می شوند.

 

در این خطه برخی از خواص می توانند سد معبر کنند ولی مردم عادی نمی‌توانند، مردم عادی سالار بودنشان فقط در برهه انتخابات است، و گرنه کوچه های مردم عادی به آسانی آسفالت نمی‌شوند.

 

 اینجا شهردار نه شهردار مردم بلکه شهردار برخی افراد ویژه، اقوام و برخی دولتمردان است، در این سرزمین نماینده و اعضای ستاد تبلیغاتی وی همه کاره اند.

 

در این خطه اعضای شورای شهر نیز گاهی هیچ کاره اند و گاهی برای منافع خودشان کار می کنند، آنها برای انتخاب شهردار باید به نام تعامل، نظر برخی تصاحب کنندگان قدرت مردم را جلب کنند و گرنه ممکن است استعلام شهردار مورد نظر شورا در مسیر بروکراسی و در حیطه تمایلات گروهی خاص و صاحب منصبان دچار مسایلی شود که حل آن با کرام الکاتبین باشد.

 

اینجا، در مشگین شهر هیچ اشکالی ندارد که مدیری ساختمان متعلق به خودش را با قیمتی گزاف در اجاره اداره متبوع خود قرار دهد؛ اینجا رئیس اداره می‌تواند با خودروی پلاک قرمز و در خارج از وقت اداری و در ایام تعطیل به همراه خانواده‌اش - تردد که چه عرض کنم- گردش کند.

 

 اینجا رئیس اداره می تواند با چندین ساعت تأخیر در اداره حاضر شود و یا هر وقت که دلش خواست اداره را ترک کند.

 

 اینجا به لطف قدرت و در سایه حمایت قانون، برخی‌ها می توانند افرادی نالایق را رئیس یا مدیر کنند.

 

 اینجا حتی ممکن است فردی با سابقه آنچنانی بخشدار شود،  چرا که ملاحظه شده است و می شود که فردی با سابقه اسفناک مدیر یک دستگاه شده است.

 

 اینجا سلامت مردم و بهداشت محیط در حد یک اتاق و تابلوی کوچک بر سر در همان اتاق است، در اینجا مردم فقط تا همان ساعت آخر انتخابات سالارند و درست از همان زمان به بعد ستاد سالاری حاکم می شود.

 

اینجا مردم فقط یک نماینده را به مجلس شورای اسلامی می فرستند و یا چند نفر مشخص را اعضای شورای شهر می‌کنند ولی در عمل برادر یا برادران نماینده و اعضای شورای شهر یا فرماندار نیز نمایندگی و فرمانداری می کنند.

 

مشگین شهر ده‌ها نفر اعضای ستاد نماینده پیروز نیز هر کدام نماینده هستند و ممکن است عزل و نصب کنند یا دستور دهند.

 

 اینجا مدیران و حتی اعضای انتخابی شورای شهر نیز باید از یک فردی فرمان ببرند که خود نیز منتخب است، به طوری که انسان احساس می کند یک نفر شاه است و افرادی نیز چاکران بارگاه و مردم نیز رعایا.

 

سالیانی است که در مشگین شهر و در هر برهه از انتخابات از نمایش دموکراسی غولی زاده می شود که هیبت و روح آریستوکراسی را جلوه گر می کند، حکومت بی چون و چرای چندین نفر در سایه یک انتخابات پرحرف و حدیث چیزی جز آریستوکراسی نام نمی گیرد.

 

در این خطه ممکن است رئیس یک اداره به خاطر عدم موافقت با موضوع انتقال برادر زن یک مقام نظارتی از سمتش برکنار شود.

 

 اینجا در مورد خیل عظیم شبهات در مورد انتخابات روشنگری نمی شود.

 

در مشگین شهر ممکن است منتقدی نقدی بر عملکرد مدیری بنویسد و به دادگاه کشانده شود؛ گویی در مشگین شهر قرار بر این است که دموکراسی فقط محدود به چند روز ایام تبلیغات انتخاباتی باشد.

 

اینجا اقتصاد تازه به دوران رسیده گردشگری با همه معایب و اشکالاتش بر تراز عفاف و حجاب است؛ اینجا حتی برخی قلم ها برای سرمایه داران و مقامات می‌نویسند.

 

اینجا اگر آزادی را خارج از تعریف گروه سالاران تعریف کنی محکوم به تحجر و موهن بودن می شوی.

 

اینجا برخی رسانه ها، فقط اخباری منعکس می‌کنند که در تعریف و تبلیغ جناح خودشان و در تخریب درست و یا ناصحیح گروه مقابلشان باشد.

 

اینجا برخی ها که قدرتمندند دوست دارند همه مثل آنها فکر کنند، اینجا اگر با همه اعتقاد درونی تان به رشد صعنت نوپای گردشگری، دغدغه حجاب و آلودگی بی حساب و کتاب محیط زیست بکر و بی نظیر را داشته باشید با هجمه سنگین غوغا سالاران مواجه می شوید و با انواع تهمت ها و افتراها نوازش خواهید شد.

اینجا سرمایه گذاران آقا بالا سرند و مردم و محیط زندگی شان در اختیار آنها؛ در مشگین شهر نباید از نحوه دفع پساب‌ها و زباله های مجتمع های تفریحی و گردشگری و آبدرمانی ها سوأل کنید، چون ممکن است تنگ نظر و خائن به منافع گروهی خاص نام بگیرید.

 

چرا در مورد میزان منافع مجتمع های گردشگری و مجتمع پل معلق برای شهرداری روشنگری نمی شود، مگر ادعا نمی شود که سرمایه گذاری در پل باعث شده است میلیون ها گردشگر به شهر بیایند؟

 

آیا گردشگران هیچ زباله ای تولید نمی‌کنند؟

 

چرا درباره میزان کمک پل معلق برای دفع زباله ها توضیحی به مردم ارایه نمی‌شود؟

 

حال که قرار است به نام گردشگری و به نام توسعه، فرهنگ پاک این منطقه دچار صدمات جبران ناپذیری شود چرا برای کاهش این لطمات نظارتی بر سوئیت‌های اجاره ای نمی شود؟

 

چرا به افزایش قیمت نوشابه های مضر نظارتی نمی شود؟

 

جبران زیان‌های فرهنگی هزینه برتر است یا جبران ضررهای اقتصادی.

 

نان برای همه افراد بشر لازم است اما نان حلال و یا به عبارتی دیگر نان شرافتمندانه دلچسب تر است. چرا خودمان را گول بزنیم، در میان هجمه تبلیغات سهمگین لیبرال ها راه گم کرده ایم و همه زندگی را با سود می سنجیم لیبرال هایی که سود به هر طریقی و با هر وسیله ای را جزو اصول بنیادین خود می دانند و در این راه و به نام توسعه حاضرند حتی خودکشی افراد در مکان های پول آورشان را نیز در بایکوت خبری قرار دهند و یا فرافکنی کنند ، البته این همان آریستوکراسی در بخش اقتصاد است که با کمک آریستوکرات‌های سیاسی روز به روز فربه تر می شود.

 

اقتصاد چاق و فرهنگ نحیف و لاغر از تبعات نگاه خود پسندانه و یک سویه آریستوکراسی است، درست است که در همین ترکیه صعنت توریسم اقتصاد در حال مرگ آن را نجات داد، اما در همین ترکیه نتیجه انتخاب مردم ترقی یافته در معنای خاص آن، اردوغان است که در شیعه کشی و انسان کشی در سوریه و عراق و یمن کم بی نقش نیست، همان فردی که مردمش را به نام دین فریفت و برای بلند کردن دیوار استبداد و دیکتاتوری خیز برداشت.

 

صعنت توریسم تنها راه نجات مشگین شهر نیست بلکه یکی از راههاست، البته این می تواند ناشی از ناتوانی برخی قدرتمندان باشد که آن را تنها راه معرفی می کنند، به این شکل که، افراد ناتوان در ایجاد مشاغل پایدار، خود را در پشت سرمایه دیگران پنهان می کنند و از انجام کارهای بنیادین سرباز می زنند.

 

سیب و هلو و شلیل لعل و جواهر کشاوزران فدای نگاه تک سویه برخی مسئولین شده تا برخی سرمایه گذاران در مجتمع های تفریحی و گردشگری خودشان از حامیان خود پذیرایی های آنچنانی کنند و مردم برای برداشت محصول درختان خود هیچ رغبتی نداشته باشند، این است نتیجه مدیریت آریستوکرات‌ها و بوروکرات‌ها.

 

انتهای پیام/

 

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.